۱ - سفر باید با سلامتى ، جهاد با غنیمت و حج با بى نیازى همراه باشد. در حدیث شریفى به نقل از امام جعفر صادق (علیه السلام ) آمده است سافروا تصحوا و جاهدا تغنموا و حجوا تستغنوا. ((سفر کنید تا سالم بمانید و جهاد کنید تا غنیمت بگیرد و حج کنید تا بى نیاز گردید(۷۱۹))).
۲ - پیش از سفر باید همراه بگزینى . اسلام چندین ویژگى براى همراهان سفر برشمرده است :
الف ) دوستت همسنگ تو باشد. در حدیثى آمده است که نباید همراه کسى شوى که بر تو انفاق مى کند؛ زیرا موجب خوارى مؤ من است .
ب ) به مسافر، فرمان داده شده است که دوستانش کمتر از هفت نفر باشند. در حدیثى آمده است که بهترین دوستان نزد خدا، چهار تن هستند و هیچ گروهى از هفت تن ، تجاوز نکردند، مگر آن که غوغایشان فزونى یافت .
ج ) دستور شده است که با دوستان به مهربانى رفتار کنید.(۷۲۰)
۳ - دستور داده شده است به مسافر که براى سفرش ، توشه بردارد. این کار از شرافت مرد به شمار آمده است . در حدیثى آمده است که شش امر از جوانمردى است - سه امر در حضر و سه امر در سفر - در حضر تلاوت قرآن و آباد کردن مساجد و برادر دینى گرفتن و خوش اخلاقى و شوخى در امورى که خدا عصیان نشود، در حدیث دیگرى آمده است هنگامى که على بن الحسین (علیه السلام ) قصد سفر حج یا عمره مى کرد، بهترین توشه را از بادام ، شکر، آشامیدنى ترش و شیرین برمى گرفت .
از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود: ((لقمان در سفارشهاى خود به پسرش مى گفت : پسرم ! با شمشیر، کفش ، عمامه ، خیمه ، مشک ، نخ و سوزن به سفر برو. داروهایى را با خود برگیر که تو و همراهانت را سود بخشد و با دوستانت همراهى کن ، مگر در معصیت خداوند.))
همچنین مستحب است که فرد قدرى خاک شفا با خود بردارد(۷۲۱).
۴ - مستحب است که مسافر بر خدا توکل کرده سفرش را بر اساس ‍ وسوسه هاى شیطانى و بدبینى هایى که اول در دل دامن مى زند، به تاءخیر نیندازد(۷۲۲).
۵ - مستحب است براى مسافر که هر گاه به سفر مى رود، این آیه را بخواند؛ زیرا حضرت صادق (علیه السلام ) هر گاه پاى در رکاب مى نهاد، مى گفت : سبحان الذى سخرلنا هذا و ما کنا له مقرنین و هفت بار مى فرمود: ((سبحان اللّه )) هفت بار نیز مى فرمود: ((الحمد اللّه )) هفت بار هم مى فرمود: ((لا اله الا اللّه ))(۷۲۳).
۶ - شایسته است شخص مسافر، به هزینه خود توجه داشته باشد(۷۲۴).
۷ - مسافرت باید به طور کلى با میانه روى همراه باشد؛ ولى در حج و عمره مستحب است که با گشاده دستى عمل گردد(۷۲۵).
۸ - هنگامى که مسافر وارد شهرى شد، مستحب است که به هنگام دیدن شهر، دعایى رابخواند که در وصیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) آمده است : اللهم انى اسئلک خیرها و اعوذبک من شرها، اللهم حببنا الى اهلها و حبب صالحى اهلها الینا.
((خدایا! خیر آن را از تو مى خواهم و از شر آن به تو پناه مى برم ، خداوندا! ما را محبوب اهالى آن گردان ، و صالحان آن را دوست ما کن (۷۲۶).))
۹ - مستحب است که شخص براى بازگشت از سفر، شتاب کند. از امام سجاد (علیه السلام ) نقل است که فرمود: ((سفر بخشى از دوزخ است ، پس هر گاه کسى سفرش را به انجام رساند، به شتاب به سوى خانواده اش ‍ بازگردد(۷۲۷).))
۱۰ - مستحب است که انسان از همان راهى باز نگردد که رفته است ، بلکه چنانچه اگر دو راه وجود دارد راه دیگرى را برگزیند(۷۲۸).
۱۱ - مستحب است که مسافر با هدیه اى به خانه باز گردد، ولو قدر و قیمت آن ناچیز باشد(۷۲۹).
۱۲ - مستحب است که مؤ منان به ویژه در سفر حج ، مسافرشان را یارى رسانند. همچنین مستحب است که مؤ منان به خانواده حاجیان توجه داشته باشند و آنان را زیارت کرده و در صورت نیاز به ایشان خدمت کنند. در روایتى آمده است : کسى که عهده دار خانواده و اموال یک حاجى گردد، همچون حاجى اجر مى برد، گویى که خود شخصا به حج رفته است (۷۳۰).
۱۳ - مستحب است که به هنگام بازگشت حاجى به دیار خود، به دیدار او روند. در حدیثى آمده است : کسى که حاجى را دیدار کند و با او دست دهد، مانند کسى است که حجرالاسود را به دست گرفته است (۷۳۱).
۱۴ - در وصیت فراگیرى از لقمان حکیم ، نکاتى آمده است که مسافر به ویژه حاجى را در این سفر الهى سود مى رساند. از امام صادق (علیه السلام ) روایت است که فرمود: ((لقمان به فرزندش گفت : هر گاه با گروهى سفر کردى ، در هر امر خود و ایشان ، زیاد رایزنى کن و لبخند فراوان بر چهره ظاهر ساز و در توشه ات میان آنها بخشنده باش . هر گاه تو را خواندند بدیشان پاسخ گو. هر گاه از توکمک طلبیدند، یاریشان رسان . سکوت فراوان به کار بند و نماز بسیار به جاى آور. در مرکب ، آب و توشه به همراهانت ایثار کن و هر گاه تو را به گواهى بر حقى خواستند بدیشان گواهى ده . هر گاه از تو مشورت جستند، اندیشه ات را کامل به کار انداز. قبل از درنگ و تفکر تصمیم مگیر. در مشورت زود پاسخ مگو، تا ابعاد گوناگون آن را نیک بدانى . در حالى بخواب ، بخور و نماز بگزار، که اندیشه و حکمتت را در مشورت به کار مى بندى . کسى که نصیحتش را براى کسى که از او مشورت خواسته ، خالص نگرداند، خداوند اندیشه اش را از او بستاند و امانت را از او برگیرد. هر گاه دوستانت را دیدى که راه مى روند، تو نیز با آنها راه برو. هر گاه که دیدى که ایشان کار مى کنند، تو نیز با آنان به کار بپرداز و هر گاه صدقه و قرض دادند تو نیز بده .
سخن کسى را که از تو بزرگتر است بشنو. هر گاه به تو فرمانى دادند، یا از تو چیزى خواستند، در پاسخ ایشان ((آرى )) گو و از گفتن ((نه )) بپرهیز؛ چرا که ((نه )) ناتوانى است و موجب نکوهش . هر گاه در راه سرگردان شدید، فرود آیید و هر گاه تردید کردید، بایستید و تدبیرى بیاندیشید. اگر یک نفر را تنها دیدید، پیرامون راه از او مپرسید و از وى راهنمایى مجویید؛ زیرا یک نفر در بیابان مشکوک است ، شاید که جاسوس دزدان باشد یا شیطانى که شما را به تحیر کشد. از دو شخص نیز بپرهیزید، مگر این که نظرتان غیر از این باشد، چه ، عاقل هنگامى که به چشم ، چیزى را ببیند حق را از آن باز شناسد و حاضر، چیزى را مى بیند که غایب نمى بیند.
پسرم ! هر گاه وقت نماز شد، آن را براى چیزى به تاءخیر مینداز. نماز بگزار و راحت شو که آن دینى است بر عهده تو. نماز را به جماعت برپا کن ، اگر چه بر نوک پیکانى . اگر خواستید فرود آیید، در سرزمینى فرود آیید که رنگش ‍ نکوتر و خاکش نرمتر و گیاهش بیشتر باشد و هر گاه فرود آمدى ، پیش از آن که بنشینى ، دو رکعت نماز بگزار و زمینى را که بدان درآمدى وداع گو و به آن و اهالیش درود فرست ؛ زیرا هر سرزمینى را فرشتگانى است . اگر پیش از آنکه خوراکى بخورى ، توانستى ، آن را با دادن صدقه آغاز کنى ، پس این کار را انجام بده . مادام که سواره هستى ، قرآن بخوان و به هنگام کار تسبیح بگو. به هنگام بیکارى دعا بخوان . از حرکت در اول شب بپرهیز و در آخر شب ، ره بپوى و مبادا که در راه ، صداى خویش بلند کنى (۷۳۲).
۱۵ - از حضرت صادق (علیه السلام ) نقل است که کسى نباید سفر کند، مگر براى سه چیز: سفرى که توشه آخرت در آن حاصل شود، یا سفرى که باعث مرمت امور معاش و زندگى گردد، یا سفرى که براى سیر و لذت حلال باشد.
۱۶ - در حدیثى آمده است که محمد بن مسلم از حضرت صادق (علیه السلام ) پرسید که به زمینى مى روم که در آنجا به غیر از برف و یخ چیزى نیست . در ادامه حدیث آمده است که حضرت فرمودند: به چنین زمینى نرو، که دینت در آنجا هلاک مى شود(۷۳۳).
۱۷ - در احادیث آمده است که روزهاى شنبه ، سه شنبه و پنج شنبه براى مسافرت خوب مى باشند. سه شنبه ، روزى است که خداوند در آن روز، آهن را براى داوود (علیه السلام ) نرم کرد. در روایت آمده است که اگر روز شنبه سنگى از کوهى بگردد، خداوند آن را به جاى خود برگرداند و روز پنج شنبه هم روزى است که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در آن روز به سفر مى رفتند و مى فرمودند که روز پنج شنبه را خدا و رسول و ملائکه دوست مى دارند.
۱۸ - از امام صادق (علیه السلام ) منقول است که سفر کردن و سعى در حوائج در بامداد روز جمعه مکروه است ؛ چون ممکن است که از نماز باز بماند. اما بعد از نماز، براى تبرک خوب است .
۱۹ - در روایتى آمده است که روز دوشنبه ، به دلیل رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در آن روز براى مسافرت خوب نمى باشد.
۲۰ - در روایات معتبر آمده است که سفر کردن در هنگامى که در عقرب مى باشد، عاقبت خوبى ندارد.
۲۱ - روز چهارشنبه نیز براى مسافرت نیکو نیست .
۲۲ - مستحب است که مسافر براى رفع نحوستهاى سفر، صدقه بدهد و هنگام سفر دعاهاى وارده را بخواند(۷۳۴).
۲۳ - مستحب است که مسافر موقع بیرون رفتن غسل کند و دعاى مربوطه را بخواند، همچنین دو رکعت نماز بگزارد. (در رکعت اول توحید و در رکعت دوم سوره قدر). بعد از نماز دعاى وارده را نیز بخواند(۷۳۵).
۲۴ - مستحب است وقتى انسان براى مسافرت از خانه بیرون مى رود عمامه به سر ببندد که در حدیثى از حضرت صادق (علیه السلام ) آمده است هر کس این کار را انجام مى دهد ضامن او هستم تا سالم به اهل خود برگردد. و از امام موسى (علیه السلام ) آمده است که من ضامنم تا او را دزد و غرق شدن و سوختن پیش نیاید(۷۳۶).
۲۵ - پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: اگر مسافرت شما پیاده مى باشد خوب است که کمر را محکم بندید تا آن که پیاده رفتن بر شما آسان شود و در جایى دیگر فرمودند: بر شما باد به راه رفتن در شب که زمین در شب پیچیده مى شود و از آن فرود میایید که محل درندگان و ماران است . از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) منقول است که هر کس در سفر راه را گم کرد فریاد بزند: ((یا صالح اءغثنى )) بدرستى که از برادران مؤ من شما از جنیان شخصى هست که صالح نام دارد به خاطر خدا در شهرها مى گردد و چون صداى شما را مى شنود جواب مى گوید و شما را راهنمایى مى کند(۷۳۷).
۲۶ - از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) منقول است که چون حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) در سفرها به سراشیبى مى رسیدند ((سبحان اللّه )) مى گفتند و چون به سر بالا مى رسیدند: ((اللّه اکبر)) مى گفتند(۷۳

Zugriffe: 3426