دعاى سليمان(ع) براى حكومتى بى نظير

سليمان و پدرش داود از پيامبران الهى بودند كه خداوند در قرآن كريم از آنان به نيكى ياد مى كند. از آن جا كه سليمان(ع) شيفته اسب بود، لشكريان او مسابقه اسب دوانى ترتيب داده بودند تا براى نبرد بادشمن آماده باشند وسليمان از آن سان مى ديد. مسابقه به درازا كشيد ووقت فضيلت نماز سپرى شد. خداوند كه خواست سليمان را بيازمايد جنازه اى بر تخت او افكند. سليمان به در گاه الهى رو كرد و دست به دعا برداشت و گفت:
رَبِّ اغْفِرْ لى وَهَبْ لى مُلْكاً لا يَنْبَغى لأَحَدٍ مِنْ بَعْدى إِنَّكَ أَنْتَ الوَهَّابُ؛
خداوندا، مرا بيامرز و حكومتى به من ببخش كه شايسته هيچ كس پس از من نباشد، همانا تو بسيار عطا كننده اى.
خداوند متعال هم خواسته او را بر آورد و حكومتى بى نظير به او عطاكرد. پس از گذشت هزاران سال هنوز هم داستان مُلك سليمان بر سر زبان هاست و از آن به بزرگى و عظمت ياد مى شود.

Zugriffe: 2016