محکمات و متشابهات در قرآن
(محکمات ) در قرآن مجید، آیاتى هستند که معناى آنها واضح و مراد خداوند متعال از آنها معلوم و روشن است . و آنها تقریبا هشتاد درصد قرآن را تشکیل مى دهند. و مقدار زیادى از آنها در بادى امر، غیر معلوم مى باشند ولى به وسیله اخبار و آیات دیگر، معلوم مى شوند. همه اینها از اقسام محکمات هستند.
اما (متشابهات ) دو قسم هستند؛ قسم اول آنکه : همه قرآن متشابهات است . یعنى در ارشاد، هدایت ، کلمات و معانى شبیه هم مى باشند چنانکه مى فرماید: (( الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانى تقشعر منه جلود الدین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الى ذکر الله ... )) (۳۹۱)
منظور از (متشابه ) - چنانکه گفته شد - شبیه هم بودن در تفهیم معانى و نشان دادن راه حق و باطل است . (مثانى ) جمع (مثنیه ) یعنى : منعطف شونده ، و مراد آن است که مطالب قرآن یکى به دیگرى میل مى کند. و یکى آن دیگرى را بیان و تاءیید مى کند بى آنکه نقیص یا مخالف هم باشند، چنانکه خداوند متعال مى فرماید: (( لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا )) (۳۹۲)
قسم دوم آنکه : متشابهات در مقابل محکمات است . گویند: (متشابهات ) آیاتى هستند که مراد حقتعالى از آنها معلوم نیست ؛ مثل اینکه بگوییم : (آن شیر است ) اینجا براى شنونده معلوم نمى شود که آیا مراد (شیر نوشیدنى ) است یا (حیوان درنده ).
ولى به عقیده این جانب مراد از آیات متشابه ، آیاتى هستند که از حیث مصداق خارجى و پیاده شدن و خارج ، براى ما نامعلوم مى باشند. وگرنه از لحاظ الفاظ و مفاهیم ، متشابهى در میان نیست . این سخن بعد از نقل آیه آن ، کاملا روشن خواهد شد. آن آیه شریفه این است :
(( هو الذى انزل علیک منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فى قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه من ابتغاء الفتنه و ابتغاء تاءویله و ما یعلم تاءویله الا الله . والراسخون فى العلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا و ما یذکر الا اولواالالباب )) (۳۹۳)
یعنى : (خدا آن است که بر تو این را نازل کرده است . بعضى از آن آیات محکمات هستند و آنها اساس کتاب مى باشند و قسمتى دیگر متشابه مى باشند. اما آنهایى که در قلوبشان انحراف هست ، از متشابه پیروى مى کنند براى طلب فتنه و براى دانستن تاءویل آن و حال آنکه تاءویل متشابه را جز خدا کسى نمى داند. اما آنهایى که در دانش ثابت و استوارند، مى گویند: به متشابه ایمان آوردیم همه قرآن اعم از محکم و متشابه از طرف خداست از این سخن جز عاقلان پند نگیرند).
در اینجا چند مطلب را بررسى مى کنیم :
اول : قرآن مجید به دو قسمت تقسیم مى شود (محکمات و متشابهات ) و محکمات اساس قرآن است ؛ زیرا آنها کاملا روشن است . و جنبه عملى دارند که مى دانیم و عمل مى کنیم . امام صادق -علیه السلام - مى فرماید:
(اما المحکم فنؤ من به و نعمل و ندین به اما المتشابه فنؤ من به و لا نعمل به ) (۳۹۴).
یعنى : (محکم آن است که به ایمان مى آوریم و عمل مى کنیم و متشابه آن است که به ایمان مى آوریم و عمل نمى کنیم ).
اما (متشابهات ) آیاتى است که مقصود از آنها متشبه مى باشد. ولى معناى آنها با برگردان به آیات محکم ، معلوم مى شود. در المیزان مى فرماید: محکمات به این جهت (ام الکتاب ) نامیده شده که متشابهات به آنها برگردانده مى شوند پس بعض کتاب که متشابهند به بعض دیگر که محکمات هستند برگشت داده مى شود... (متشابه ) آن است آیه طورى باشد که به محض شنیدن ، مراد از آن معلوم نباشد تابه آیه محکم برگردانده شود و معنایش معین و معلوم گردد. در آن صورت آیه متشابه نیز محکم مى شود.
دوم : آنچه مرحوم علامه و دیگران فرموده اند: از نظر ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و گرنه در این احتیاج نبود که قرآن به دو بخش ‍ محکمات و متشابهات ، تقسیم شود، بلکه لازم بود گفته شود: اکثر قرآن محکمات است ، عده اى از آیات آن که متشابه و مبهم است با مراجعه به آیات دیگر و روایات ، معلوم و از محکمات خواهند شد. و دیگر لازم نبود راسخون در علم در مقام تسلیم بگویند: (امنا به (متشابه ) کل من عند ربنا)
ظهور و بلکه صریح آیه شریفه در ان است که (محکمات و متشابهات ) هر یک در صف مستقلى ایستاده اند. و هیچ یک با دیگرى مخلوط نمى شود. و تا قیامت نیز همانطور خواهند ماند. کلام امیر المؤ منین - صلوات الله علیه - در این که (مشتابهات ) قفلهاى ناگشودنى است و تا ابد پرده هاى آن برداشته نخواهد شد، صریح مى باشد. آن جناب در خطبه اشباح به کسى که از او خواست تا خدا را توصیف کند، چنین فرمود:
(( (واعلم یا عبدالله ان الراسخین فى العلم هم الذین اغنا هم الله عن الاقتحام على السدد المضروبه دون الغیوب اقرارا بجهل ما جهلوا تفسیره من الغیب المحجوب فقالوا: (امنا به کل من عند ربنا) و قد مدح الله اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم یحیطوا بعلمه ، فسمى ترکهم التعمق فیما یکلفهم البحث عنه (عن کهنه ) رسوخا).(۳۹۵)
یعنى : (بدان اى بنده خدا! راسخون در علم کسانى هستند که خداوند انها را بى نیاز کرده از داخل شده به درهایى که درهاى غیوب نامیده مى شوند. آنها اقرار مى کنند که تفسیر آن غیبهاى مستور را نمى دانند. لذا در مقام عجز گفته اند: (آمنا به کل من عند ربنا) خداوند در مقابل این اعتراف ، آنها را مدح فرموده و عملشان را در ترک تعمق در این گونه حقایق رسوخ در علم نامیده است .)
پس معلوم مى شود که این گونه آیات ، پیوسته متشابه خواهند ماند و باید به مضمون انها ایمان آورد و کشف حقیقت انها را به خداوند واگذار نمود.
سوم : منظور از (متشابهات ) به احتمال نزدیک به یقین و به طور اطمینان ، ان است که مصداق خارجى آنها و نحوه پیاده شدن آنها در خارج براى ما نامعلوم است و نامعلوم خواهند ماند. به عبارت دیگر: وقوع خارجى آنها بر ما نامعلوم است .
ناگفته نماند که : عده اى از ایات شریفه از لحاظ مراد و مقصود متشابه و مجمل هستند؛ مانند بسیارى از آیات احکام و غیره . ولى این گونه ایات با مراجعه به روایات و تاریخ و آیات دیگر مراد از آنها نامعلوم مى شود. آنها به هیچ وجه جزء مشتابهات نمى باشند. اینک ذیلا مقدارى از آیات متشابه را به عنوان نمونه نقل مى نماییم :
۱ - (( (و اذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابه من الارض ‍ تکلمهم ان الناس کانوا بایاتنا لایوقنون ) (۳۹۶)
یعنى : (چون وعده ما بر انها تحقق یابد از زمین جنبنده اى را براى آنها خارج مى کنیم که با آنها سخن بگوید؛ زیرا مردم به آیات ما یقین ندارند.)
این حقیقت به درستى معلوم نمى شود در بعضى از روایات به على - علیه السلام - تفسیر شده است اما یقینى نیست .
۲ - درباره معراج حضرت رسول - صلى الله علیه و آله - مى خوانیم : (( و لقد راه نزله اخرى عند سدره المنتهى عندها جنه الماءوى اذ یغشى السدره ما یغشى مازاغ البصر وما طغى لقد راى من آیات ربه الکبرى )) (۳۹۷)
یعنى : (این آیات راجع به شب قدر و تعیین سرنوشت در آن مى باشد) ما قرآن را در یک شب پربرکت نازل کرده ایم . ما انذار کننده ایم . هر امر با حکمت در آن شب از هم جدا مى شود، روى فرمانى از جانب ما که ارسال کننده ایم ).
وقوع خارجى این آیات چیست ، کارها چطور از هم جدا مى شود و نصیب هر کس چگونه به سوى او مى آید. اینها بر ما پوشیده است و تا ابد پوشیده خواهد ماند.
۴ - (( تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر )) (۳۹۸)
یعنى : (ملائکه و روح در آن شب (شب قدر) براى تمشیت هر کارى با اذن خداوند نازل مى شوند). اما چطور نازل مى شوند؟ و چگونه تمشیت مى دهند و... براى ما نامعلوم است .
۵ - (( ... و حفظا من کل شیطان مارد لایسمعون الملا الاعلى و یقذفون من کل جانب دحورا ولهم عذاب واصب الا من خطف الخطفه فاتبعه شهاب ثاقب )) (۳۹۹)
این آیات درباره رانده شدن شیاطین از آسمان است ، ملاء اعلى و مجمع ملائکه کجاست و چگونه است و در کجاى آسمان است ؟ چطور گوش مى دهند، شنیدن آنها چطور است ؟ شهاب ثاقب چیست و چگونه شیطان را مى راند. همه اینها براى ما مجهول است . و این قفلها گشوده نخواهد شد. و مصداق :(( (واخر متشابهات ))) هستند که باید بگوییم : (( ( آمنا به کل من عند ربنا))) .
۶ - (( قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا... )) (۴۰۰)
۷ - (( واذ صرفنا الیک نفرا من الجن یستمعون القرآن فلما حضروه قالوا انصتوا فلما قضى ولوا الى قومهم منذرین )) (۴۰۱)
۸ - (( یدبر الامرین السماء الى الارض ثم یعرج الیه فى یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون )) (۴۰۲)
۹- (( تعرج الملائکه و الروح الیه فى یوم کان مقداره خمسین الف سنه فاصبر صبرا جمیلا )) (۴۰۳)
آیه شریفه از لحاظ مفهوم ، کاملا روشن و صریح است ولى از لحاظ وقوع خارجى ، قفل ناگشودنى و سر مکتوم است و قابل درک نیست .
۱۰ - و از این قبیل است ، جریان اصحاب کهف ، معجزات پیامبران ، حروف مقطعه در اول برخى از سوره هاى مبارکه و...
چهارم : از حضرت رضا - صلوات الله علیه - نقل شده است : (( من رد متشابه القرآن الى محکمه هدى الى صراط مستقیم )) (۴۰۴). یعنى : هر کس که متشابه قرآن را به محکمات آن برگرداند، به راه راست هدایت شده است .)
به نظر، مى آید که منظور حضرت راجع به بعضى از آیات است که با دقت در آیات دیگر، معناى آنها روشن مى شود؛ مثلا از دیدن آیات : (( وجوه یومئذ ناضزه الى ربها ناظره )) (۴۰۵) به نظر مى آید که بشر واقعا به چهره خدا نگاه خواهد کرد و - نعوذ بالله - خدا چهره دارد. ولى با دقت در آیات : (( لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار )) (۴۰۶) و (( لیس کمثله شى ء )) (۴۰۷) معلوم مى شود که مراد، تماشا کردن به نعمتهاى خداوندى است . وگرنه آیاتى که فوقا نقل شد با برگرداندن به آیات دیگر، محکم نخواهند شد.
از امیرالمومنین - صلوات الله علیه - در ضمن حدیثى نقل شده است که : علت وجود متشابه در قرآن مجید، آن است که : مردم خود را از امامان - علیهم السلام - بى نیاز ندانند و در آموختن قرآن به آنها رجوع کنند:
(( (و انما فعل ذلک لئلا یدعى اهل الباطل من المستولین على میراث رسول الله من علم الکتاب ما لم یجعله لهم و لیقودهم الاضطرار الى الایتمار بمن ولاه ))) (۴۰۸).
به نظر مى آید که : منظور آن حضرت ، آیات احکام و مانند آنهاست که با کمک روایات ، معلوم مى شوند. و بدون رجوع به آنها - علیهم السلام - حکم خدا را نمى توان از آنها فهمید. و گرنه متشابهاتى که آن حضرت آنها را(( (سدد مضروبه دون الغیوب ))) نامیده است ، چطور معلوم خواهد شد؛ زیرا ما در عالم ماده و مادى هستیم و از درک ماوراى ماده عاجز مى باشیم . و الله العالم .
پنجم : آیاتى از قبیل : (( (وجاء ربک و الملک صفا صفا(۴۰۹) الرحمن على العرش استوى (۴۱۰) فاتى الله بنیانهم من القواعد (۴۱۱)، و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء))) (۴۱۲) که مراد از (قرء) حیض است یا طهر؟ از آیات متشابه نیستند؛ زیرا مراد از آنها روشن مى باشد.
ششم : به نظر من ، علت وجود متشابهات در قرآن کریم آن است که ما در جهان مادى زندگى مى کنیم و فکر و درک ما در آن محور دور مى زند. و در قرآن مطالبى نقل مى شود که فراتر و وسیعتر از قالب الفاظ است . و به هر صورت که بیان شوند، بر ما روشن نخواهند شد. و عبارات از رساندن حقایق آنها و ما از فهمیدن حقایق آنها، ناتوان خواهیم بود.
برخى گفته اند: علت وجود (متشابه ) در قرآن کریم آن است که خداوند خواسته است با آن ، آیات چند بعدى قرآن را بحث انگیز نگاه دارد تا همیشه زنده بماند.
بعضى نیز گفته اند: علت وجود (متشابه ) آن است که مردم به طرف اولیاء الله بروند و از آنها بخواهند. اما علت اولى را که ما اختیار کردیم ، قانع کننده تر است .
و همچنین به نظر بعضى : علت (متشابه ) آن است که قرائن و استثناهاى یک آیه در آیات دیگر و روایات آمده است . و بدون آنها، مقصود از آیه روشن نمى شود. این سخن فى نفسه درست است ولى چون آن آیات به وسیله آیات دیگر و روایات روشن شدند، دیگر متشابهى نمى ماند. و حال آنکه دو صف محکمات و متشابهات ، پیوسته خواهند بود.
 

Zugriffe: 1891