واژه اعراف در قرآن
عرف (بر وزن فقل ) به معناى شناخته شده (معروف و کار نیک ) و یال اسب ، کاکل خروس ، قله و ارتفاعات کوه است . جمع آن (اعراف ) (بر وزن اءعمال ) است در اقرب الموارد آمده است : (اعراف الریاح و السحاب : اوائلها و اعالیها).
در قرآن کریم دوبار واژه (اعراف ) آمده است . و سوره هفتم قرآن کریم و بالاى حائل است . ابتدا آیات را نقل و بررسى مى کنیم و سپس به مطالب دیگر مى پردازیم :
۱ - و بینها حجاب و على الاعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا اصحاب الجنه ان سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون و اذا صرفت ابصارهم تلقاء اصحاب النار قالوا ربنا لا تجعلنا مع الظالمین و نادى اصحاب الاعراف رجالا یعرفونهم بسیماهم قالوا ما اغنى عنکم جمعکم و ما کنتم تستکبرون ) (۳۸۴).
یعنى : (میان اهل بهشت و اهل جهنم ، حجاب و حائلى است . و در قله ها و بلندیهاى آن حائل ، مردانى هستند که تمام اهل بهشت عذاب و اهل رحمت را با علامتهایشان مى شناساند. آنها اهل بهشت را خطاب کرده و گویند: سلام بر شما.
این سلام هنگامى است که بهشت هنوز داخل بهشت نشده اند ولى طمع دارند که داخل شوند. و چون چشمشان به اهل آتش افتد، گویند: خدایا! ما را با ظالمان قرار مده . سپس اهل اعراف ، مردانى را که با علامتهایشان مى شناسند، ندا کرده و گویند: جمع کردن دنیا و استکبار، شما را بى نیاز نکرد و کفایت ننمود).
از این آیات معلوم مى شود که در آخرت میان اهل بهشت و اهل جهنم حجاب و حایلى خواهد بود. و در قله هاى آن حائل مردانى خواهند بود که حق تکلم در روز قیامت را دارند. و مصداق (الا من اذن له الرحمن و قال صوابا) (۳۸۵)هستند. به مؤ منان چیزى مى گویند و به کافران و گناهکاران چیز دیگرى .
و آنها اهل بهشت و اهل جهنم را با علاماتشان مى شناسند. و آنها به حکم (اد خلوا الجنه لا خوف نبى ) (۳۸۶).
یعنى : (اعراف تپه هایى است میان بهشت و آتش . هر پیغمبر و جانشین پیغمبر در آن قرار مى گیرد).
۲ - امام باقر - صلوات الله علیه - مى فرماید: (هم آل لایدخل الجنه الامن عرفهم و عرفوه و لا یدخل النار الا من انکرهم و انکروه ) (۳۸۷).
یعنى : (آنها آل محمد هستند، داخل بهشت نمى شود مگر کسى که آنها را بشناسد و آنها نیز او را بشناسند. داخل آتش نمى شود مگر که آنها انکار کند و آنها او را انکار کنند).
۳ - رسول خدا - صلى الله علیه و آله - درباره (قسیم الجنه والنار) بودن على - علیه السلام - مى فرماید: (( یا على کانى یوم القیامه و بیدک عصا عوسج تسوق قوما الى الجنه و آخرین الى النار )) (۳۸۸)
یعنى : (یا على ! گویا مى بینم تو را که در روز قیامت عصایى در دست دارى و قومى را به بهشت و قومى را به آتش سوق مى دهى ).
این حدیث با فرمان : (ادخلوا الجنه ) که از طرف اهل اعراف ، صادر خواهد، شد سازگار است .
۴ - بحارالانوار (۳۸۹) بابى منعقد مى باشد تحت عنوان : (( انه (على ) علیه السلام المؤ ذن بین الجنه و النار و صاحب الاعراف )) یعنى : مؤ ذن که در آیه : )) فاذن مؤ ذن بینهم ان لعنه الله على الظالمین )) (۳۹۰) آمده و صاحب اعراف (امیرالمؤ منین ) - علیه السلام - است . و در آن ۲۹ حدیث آورده است .
۵ - و نیز در بحار در ضمن روایتى از حضرت صادق - علیه السلام - نقل شده است که :
(( لیکونن على الاعراف بین الجنه و النار محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسین و الطیبون من آلهم ))
یعنى : (اعرافى که میان بهشت و آتش هست در آن محمد، على ، فاطمه ، حسن و حسین - علیهم السلام - و پاکان از آل آنها خواهند بود.
در بعضى از رویات آمده است : اهل اعراف ، کسانى هستند که حسنات و سیئات آنها با هم برابر است . رویات اهل سنت ، نوعا در این زمینه مى باشد. این روایات چه از شیعه باشند و چه از اهل سنت ، ابدا با آیات فوق تطبیق نمى شوند. در توجیه آن روایات ، ناچاریم اهل اعرافى غیر از آنچه در قرآن مجید آمده است ، قائل شویم . درباره اهل اعراف حدود چهارده قول هست که در قاموس ‍ قرآن (ماده عرف ) نقل کرده ام ، به آنجا رجوع شود. با نقل یک روایت این حدیث را به پایان مى بریم . در تفسیر عیاشى ذیل آیات گذشته از امیر المؤ منین - صلوات الله علیه - نقل کرده که فرمود:
(( انا یعسوب الذین و انا السابقین و انا خلیفه رسول رب العالمین و انا قسیم (الجنه و) النار و انا صاحب الاعراف )) .
 

Zugriffe: 1234