معناى واژه (لعل ) در قرآن
(لعل ) از جمله مشبهه به فعل است که معناى (شاید) مى دهد. مى گویند (لعل زیدا یجى ء یعنى : شاید زید بیاید). و از جمله معانى آن ، تعلیل است که راجع به نتیجه کار مى باشد؛ مى گوییم (ضربتک لعلک تتاءدب ؛ یعنى : تو را زدم تا ادب را بپذیرى ).
در اقرب الموارد مى گویند: (لعل ) به چند معنا مى آید؛ اول توقع و امید به مطلوب به معناى (شاید). دوم به معناى (تعلیل ) که آن را جماعتى ثابت دانسته اند از جمله اخفش و کسائى . سوم : (استفهام ) ابوالبقاء در کلیات گفته است : در قرآن مجید تمام (لعل ها) به معناى تعلیل است ، مگر آیه (( (لعکم تخلدون ))) که به معناى تشبیه است . عین عبارت او چنین است : (( (کل مافى القران من لعل فهى للتعلیل الا لعلکم فهى للتشبیه ).))
ابن اثیر در نهایه مى گوید: (( (لعل کلمه رجاء وطمع و شک و قد جائت فى القرآن بمعنى کى ؛)) یعنى آن کلمه اى است که معناى امید و طمع و شک مى دهد و در قرآن گاهى به معناى کى (تا) آمده است که همان تعلیل باشد).
ابن هشام در (مغنى ) مى گوید: معناى دوم (لعل ) تعلیل است عده اى آن را حتمى دانسته اند. از جمله اخفش و کسائى
امین الاسلام طبرسى - رحمه الله - نیز در ذیل آیه ۲۱ از سوره بقره حسنى (( (لعلکم تتقون ))) را تعلیل معنا کرده است بنابراین کلمه لعل در جاهایى که راجع ب خداوند است به معناى (تعلیل ) مى باشد و معناى (شاید) نسبت به خداوند صحیح نیست و در جاهایى که راجع به انسان است به معناى (ترجى ) و شاید مى باشد.
مثلا انجا که خداوند مى فرماید: (( (و اذ اتینا موسى الکتاب و الفرقان لعلکم تهتدون )(۳۷۵))) معناى علت مى دهد؛ یعنى : تا شما هدایت شوید نه اینکه شاید شما هدایت شوید.
و آنجا که گروهى از مردم از مردم (ایله ) به امر معروف کنندگان گفتند: (( (لم تعظون قوما الله مهلکهم ))) آنها در جواب گفتند: (( (معذره الى ربکم و لعلهم یتقون )(۳۷۶))) یعنى : (با امر به معروف ، نزد خداوند عذز مى آوریم و شاید آنها از این کناه پرهیز کنند).
در قرآن مجید این لفظ به صورت : (( (لعل لعلک ، لعلکم ، لعلنا، لعله ، لعلهم و لعلى )) و مجموعا ۱۲۹ بار آمده است . و هر جا که درباره خداوند است به معناى تعلیل و هر جا که درباره بشر مى باشد به معناى رجاء و (شاید) است . چنانکه قبلا گفته شد.
 

Zugriffe: 1832