در قرآن مجید، درباره خداوند متعال کلمه صفت و اوصاف نیامده است ، بلکه همه صفات حقتعالى با کلمه (اسم یا اسماء) آمده است ؛ مانند: (( والله الاسماء الحسنى فادعوه و ذروالذین یلحدون فى اسمائه سیجزون ما کانوا یعلمون )) (۱۰۷)
یعنى : ( نامهاى نیکوتر از براى خداست ، خدا را با آنها بخوانید و ترک کنید آنان را که در اسماء خدا الحاد مى کنند (و آنها را به مخلوقات نسبت مى دهند) بزودى با اعمالشان مجازات مى شوند).
(( قل ادعوا الله وادعوا الرحمن ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى )) (۱۰۸)
(( الله لا اله الاهو السماء الحسنى )) (۱۰۹).
(( هوالله البارءى له السماء الحسنى یسبح له ما فى السموات و الارض و هو العزیز الحکیم )) (۱۱۰).
این آیات شریفه مى گویند که نامهاى نیکوتر، مخصوص خداست . و در خداوند حقیقت است نه در دیگران . و از (( قل ادعوا الله او ادعواالرحمن )) به نظر مى آید که (رحمن ) با (الله ) مساوى است نه اسماء دیگر.
حقایق اسماء الله ، عالم را پر کرده است . و از تدبیر هر گوشه اى از جهان ، یک یا چند اسم خداوند متجلى است . در دعاى کمیل آمده است : (( و باسمائک التى ملاءت ارکان کل شى ء )) خواندن خداوند با اسماء او، خواستن از مبداء و مشیتى است که صفات و حقایق اسماء او در همه جا گسترده و متجلى است .
در قرآن مجید، مجموعا ۱۲۷ اسم از براى ذکر شده است . و آنها بنا به نقل تفسیر المیزان (۱۱۱) به ترتیب الفبا به قرار ذیل مى باشد:
الف : اله ، احد، اول ، آخر، اعلى ، اکرم ، اعلم ، ارحم الراحمین ، احکم الحاکمین ، احسن الخالقین ، اهل التقوى ، اهل المغفره ، اقرب و ابقى .
ب : بارى ، باطن ، بر، بصیر و بدیع .
ت : تواب .
ج : جبار و جامع .
ح : حکیم ، حلیم ، حى ، حق ، حمید، حسیب ، حفیظ و حفى .
خ : خبیر، خالق ، خلاق ، خیر، خیرالماکرین ، خیرالرازقین ، خیرالحاکمین ، خیرالغابرین ، خیرالوارثین ، خیرالراحمین ، و خیرالمنزلین .
ذ: ذوالعرش ، ذوالطول ، ذوانتقام ، ذوالفضل العظیم ، ذوالرحمه ، ذوالقوه ، ذوالجلال و الاکرام ، ذوالمعراج .
ر: رحمن ، رحیم ، رؤ ف ، رب ، رفیع الدرجات ، رزاق و رقیب .
س : سمیع ، سلام ، سریع الحساب ، و سریع العقاب .
ش : شهید، شاکر، شکور، شدید العقاب و شدید المحال .
ص : صمد.
ظ: ظاهر
ع : علیم ، عزیز، عفو، على ، عظیم ، علام الغیوب و عالم الغیب و الشهاده .
غ : غنى ، غفور، غفار، غالب غافر الذنب .
ف : فالق الاصباح ، فالق الحب والنوى ، فاطر و فتاح .
ق : قوى ، قدوس ، قاهر، قهار، قریب ، قادر، قدیر، قابل التوب و قائم على کل نفس بما کسبت .
ک : کبیر، کریم و کافى .
ل : لطیف .
م : ملک ، مؤ من ، مهین ، متکبر، مصور، مجید، مجیب ، مبین ، مولى ، محیط، مقیت ، متعال ، محیى ، متین ، مقتدر، مستعان ، مبدءى و مالک الملک .
ن : نصیر و نور.
و: وهاب ، واحد، ولى ، والى ، واسع ، وکیل و ودود.
ه : هادى
در توحید صدوق از حضرت رضا از پدرانش از امیرالمؤ منین از رسول خدا - صلى الله علیه و آله - نقل شده است که فرمود: براى خداوند ( ۹۹) اسم مى باشد که هر کس خدا را به آنها بخواند، دعایش را مستجاب فرماید.هر کس که که آنها را بشمارد، داخل بهشت مى شود، من آنها را در (قاموس قرآن ) ماده حسن ، ذیل عنوان (اسماء الحسنى ) نقل کرده ام .
در میان آنها لفظ ( الله ) نیست ، زیرا هر یک از آن اسماء، به معناى خاصى دلالت دارد ولى لفظ (الله ) صفت ویژه اى در آن ملحوظ نیست ، بلکه جامع همه آنهاست .
در دعاى جوشن کبیر - که یکى از ذخایر تشیع است و حتى در میان اهل سنت یافت نمى شود و شیعه باید به آن مباهات کند - هزار اسم براى خداى تعالى نقل شده است ؛ زیرا آن دعا صدبند مى باشد. و در هر بند، ده اسم اسماء حسنى آمده است . و در هر بند، ترجیعى دارد که : (( سبحانک یا لا اله الا انت ، الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب ... ))
آن دعا از حضرت سجاد از پدرش ، از جدش على بن ابى طالب از رسول خدا - صلوات الله علیهم - نقل شده است که حضرت در یکى از جنگها، زره سنگینى در برداشت و آزارش مى داد.آن حضرت خدا را خواند که جبرئیل نازل شد و عرض کرد یا محمد؟ خدایت سلام مى رساند و مى گوید: این زره را برکن و این دعا را بخوان ، آن امان است براى تو و امت تو...
مرحوم مجلسى آن را در بحار (۱۱۲) از بلد الامین کفعمى نقل کرده است . و در صفحه ۳۸۴ آمده است که امام حسین - علیه السلام - فرمود: (پدرم مرا وصیت کرد که این دعا را حفظ کنم و بزرگ بدانم . آن را بر کفن او بنویسم . و همچنین آن را به اهل بیت خود یاد بدهم . و آنها را بر خواندن آن دعا ترغیب کنم ).

Zugriffe: 1410