(( سئل سائل بعذاب واقع ، للکافرین لیس له دافع من الله ذى المعارج )) (۸۸)
آنگاه که رسول خدا - صلى الله علیه و آله - على بن ابیطالب - علیه السلام - را در (غدیرخم ) به امامت منصوب کرد، این مطلب در تمام بلاد شایع شد و مردم آن را براى یکدیگر خبر دادند. حارث بن نعمان فهرى ، محضر آن حضرت آمد و گفت :
(( یا محمد امرتنا من الله ان نشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله و بالصلاه و الصوم و الحج و الزکاه ، فقبلنا منک ثم لم ترض ذلک رفعت بضبع ابن عمک ففضلته علینا و قلت من کنت مولاه فعلى مولاه )) .
یعنى : (اى محمد! از جانب خدا ما را به وحدانیت خدا و رسالت خود و به نماز، روزه ، حج و زکات خواندى قبول کردیم ولى به اینها قانع نشدى تا دست عموزاده ات را بلند کرده و او را بر ما برترى داده و گفتى (( من کنت مولاه فعلى مولاه )) بگو تا بدانم که این کار از جانب خودت مى باشد یا از جانب خداست ؟! حضرت فرمود: به خدایى که جز او خدایى نیست ، این دستور از جانب خداوند است ).
حارث بن نعمان بعد از شنیدن این سخن ، به طرف مرکب خود برگشت و مى گفت : خدایا! اگر آنچه محمد مى گوید حق و راست مى باشد پس از آسمان بر ما سنگ بباران و یا عذاب الیمى بر ما بفرست . او هنوز به مرکب خود نرسیده بود که سنگى از آسمان بر سرش سقوط کرد و کشته شد. خداوند متعال در این باره آیات شریفه : (سئل سائل ...) را نازل فرمود.
اسم آن بدبخت ، در روایت امام صادق - صلوات الله علیه - در مجمع البیان نعمان بن حرث فهرى ، و در جاهاى دیگر ( حارث بن نعمان فهرى )، و در تفسیر غریب القرآن ابوعبید هروى ، جابر بن نضر بن حارث ، است که امیرالمؤ منین - علیه السلام - پدر او نضر بن حارث ، را که از اسراى (بدر) بود به دستور رسول خدا - صلى الله علیه و آله - گردن زد.
این جریان و نزول آیه شریفه را در این باره ، مرحوم امینى در الغدیر (۸۹)، از سى کتاب معتبر اهل سنت ، نقل کرده است .

Zugriffe: 1257