عبرت گرفتن از اموات

( وَلَقَدْ اَجادَ الشَّيْخُ النِّظامّى فى قَوْلِهِ )

زنده دلى در صف افسردگان       رفت بهمسايگى مُردگان
حرف فنا خواند ز هر لوح پاك       روح بقا جُست ز هر روح پاك
كارشناسى پى تفتيش حال       كرد از او بر سر راهى سؤ ال
كين همه از زنده رميدن چرا است       رخت سوى مرده كشيدن چرا است
گفت پليدان بمغاك اندرند       پاك نهادان تَهِ خاك اندرند
مرده دلانند بروى زمين       بهر چه با مُرده شوم همنشين
همدمى مرده دهد مردگى       صحبت افسرده دل افسردگى
زير گِل آنانكه پراكنده اند       گر چه بتن مرده بدِل زنده اند
مرده دلى بود مرا پيش از اين       بسته هر چون وچرا پيش از اين
زنده شدم از نظر پاكشان       آب حياتست مرا خاكشان

رُوِىَ اَنَّهُ اَوْحَى اللَّهُ تَعالى اِلى عيسى عليه السلام يا عيسى هَبْ لى مِنْ

در حديث است كه خداى تعالى به عيسى عليه السلام وحى فرمود كه اى عيسى به من واگذار كن از

عَيْنِكَ الدُّمُوعَ وَمِنْ قَلْبِكَ الخُشُوعَ وَاكْحَُلْ عَيْنَيْكَ بِميلِ الحُزْنِ اِذا

چشم خود اشك را و از دلت فروتنى را و سرمه بكش به چشمانت با ميل حزن و اندوه در آن هنگام

ضَحِكَ الْبَطّالُونَ وَقُمْ عَلى قُبُورِ الاَْمْواتِ فَنادِهِمْ بِالصَّوْتِ الرَّفيعِ

كه بخندند بيهوده گذرندگان عمر و بر سر قبور مردگان به ايست و آنان را با آواز بلند بخوان

لَعَلَّكَ تَاْخُذُ مَوْعِظَتَكَ مِنْهُمْ وَقُلْ اِنّى لاحِقٌ بِهِمْ فِى اللاّحِقينَ

شايد پند خود را از آنان بگيرى و با خود بگو من هم در زمره ديگران به آنها ملحق خواهم شد

تمام شد آنچه مقدّر شده بود ثبت آن در اين كتاب شريف در عشيّه يكشنبه دهمّ ذى القعدة الحرام سنه 1344 يك هزار و سيصد و چهل و چهار شب ولادت با سعادت حضرت ثامن الائمّة مولانا ابوالحسن الرّضا صلوات اللَّه عليه و چون در اين روز كاغذ فوت مادرم به من رسيد از برادران ايمانى كه از اين كتاب منتفع مى گردند التماس دعا و زيارت دارم و براى آن مرحومه مغفوره و براى خودم و والدم در حيات و ممات والحمدللَّه اوّلاً و آخراً و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرين نويسنده و مترجم نيز رجاء دعاء دارند.

Zugriffe: 2043